تبليغاتX
مختارنامه
حرفه خبرنگاری
مدینه شهری نیمه توسعه یافته  است که در ان هتلها ُُمراکز خرید و ساکنانی از کشورهای مختلف   بیشتر از هر چیزی به چشم می خورد ِدر این هیاهوی دینی و تجاری در برخی خیابانها  وجود فروشگاه های مک دونالد جای تامل دارد ِدر این شهر چیزی به نام سینما و یا پارک وجود ندارد هرچند خبرهای تائید نشده ای از ساخت سینما وجود دارد .

زنان همگی باچادرهای سیاه عربی و برقع هائی بر صورت در معابر دیده می شوند هرچندبرخی با پوشیدن  همین چادرهای تنگ و چسبان به سهو و یا عمد میل و اعتراض اجتماعی و یا جنسیتی   خود را نشان می دهند . 

تا دلت بخواهد در این شهر و مکه گدا می بینی که به هر طریقی در پی گرفتن پول از زائران هستند گرداگرد حرم نبوی نیز دستفروشانی زن بسیار به چشم می آیند .

خیابانهای و شاهراه های اصلی مدینه تا حدودی سامان دارد اما خیابانهای فرعی خاکی و مخروبه  است ِرانندگان مدینه  بیشتر  از خودروهای مدل بالا  استفاده می کنند هرچند برخی رانندگان ناشی و کم سن وسال هستند . که بواسطه داشتن پول ابتدا ماشین خریده اند اما گواهینامه ندارند .

مدینه دارای یک فرودگاه با گنجایش نسبتا متوسط است در ایام حج روانه ۵۰ پرواز از این فرودگاه انجام می شود .

بین اتباع سعودی و غیر سعودی در دریافت تسهیلات دولتی تفاوت است به گفته یکی از اهالی مدینه دولت هر ماه حدود سه هزار دلار به عنوان یارانه در اخیتیار اتباعش می گذارد و همه مخارج ازدواج افراد را بلاعوض پرداخت می کند و برای ساخت مسکن و یا هر ساختمان دیگر  هم وامهای کلان بدون سود و کارمزد پرداخت می کند

اطراف مدینه  با باغهای خرما  محصور شده است در مدینه انواع خرما با شهر ت جهانی و طعم و مزه متفاوت کشت می شود

عجوه... خرمائی سیاه و کوجک که نقل است پیامبر (ص)در وصف ان  توصیه  موکد داشته اند

خرماي «بلدي» با حلاوت،  لذّت و طعم،  برترین خرمای جهان است  ; در مدینه بيش از 90 نوع خرما با ويژگي هاي خاص  شناسايي شده است .عجوه، حلوه، عنبر، چلبي، جبلي، حليه، ريحان، غراب، شرقيه، کعيق، صباوه، سخلّ (بدون هسته)، براطعم العبيد، قند، بعيبع و جاوي ُتبُرجلي، بالطه جي، افنديّه، سکّري، رباغي، سبع، جعفري، سويده، بيض، ريق البنات، مشوق، برني، خضريه، مجهولي، لبانه، تمره، هرمزي، شقري، زهرا و صيحاني.

اين اقسام 36 گانه در مدينه منوره به وفور يافت مي شود و هرکدام با نام و نشان در ميان اهالي مدينه معروف و مشهور است و انواع ديگر را «لون» مي نامند.

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:5  توسط سعید مختاریان  | 

ساعت 15/9 بیستم مهر از  فرودگاه  جده به سمت مدینه حرکت کردیم انقدر در فرودگاه جده خسته و کوفته  شده بودیم که با قرار گرفتن روی صندلی اتوبوس بلافاصله همه خوابشان برد .

من گاهگاهی چشمانم باز می شد و اطراف را نیم نگاهی می کردم مسیر بیابانی و خشک  بود  از جاده سالم و خدمات  شیک بین راه هم  خبری نبود رستورانها یاداور رستورانهای 20سال پیش ایران  بود .

بین راه جائی برای ناهار ایستادیم  مرغ سوخاری بود که  از قبل سفارش ان از طرف  مسئولان داده شده بود فقط نشستیم و خوردیم حسابی گرسنه بودیم  غذایش خوب بود اما رستوران و سرویس بهداشتی ان  ،جای سوالهای زیادی داشت .

ساعت حدود 14 بود که به نزدیکیهای مدینه رسیدیم ؛سعودیها با دایر کردن ایستگاهی صلواتی با بسته های کیک و اب میوه و شکلات از همه زائران در اتوبوسها پذیرائی می کردند بسته های شیک و خوشمزه ای بود .

کم کم فضای اتوبوس با صلوات و زمزمه های همراهان بوی وصل گرفت نگاهها جستجو گر و احساسات لطیف تر و چشمها خیس می شد تابلوهای ورودی شهر مسیر مسجد النبی را نشان می داد .

در ورود به شهر گلدسته های حرم گاه نمایان و گاه پنهان  می شد و سوز و گداز همراهان نیز بیشتر .

بالاخره اتوبوس در خیابانی با نام علی ابن ابی طالب ،روبروی هتل قصر الدخیل توقف کرد از جلوی هتل حرم کاملا نمایان بود .

دو ساعتی منتظر بارهایمان شدیم و بعد بلافاصله دوشی و غسل زیارت  ،راهی حرم شدیم .

برخلاف برخی که چندمین بار افتخار زیارت داشتند؛ نخستین بارم بود  که به این سفر می امدم   

 از خیابانی که اطراف ان هتل بود و مغازه  های فروش انواع جنسهای نه چندان مرغوب  ،به فضای شرق حرم رسیدیم ؛ سمت راستمان دیوار بقیع و روبرویمان درب اصلی مسجد النبی ؛چشم هایم که به گنبد خضرا افتاد بی اختیار سلام بر بهترین بنده خدا بر زبانم جاری شد، دستها بر سینه قرار گرفت و خودم را جمع  و جور کردم و با کمال تواضع و با گامهائی اهسته بر سنگ فرش صحن مسجد النبی قدم گذاشتم .

شاید دویست قدم که برداشتم خود را روبروی باب جبرئیل دیدم با همان تواضع و سلام و صلوات وارد شدم از هر نژاد و رنگ و ملیتی دور تا دور حرم را گرفته بودند و عاشقانه و با گویشها ی مختلف با محمد و خدای محمد معاشقه می کردند  نماز خواندم .

اینجا یک میهمانی بین المللی است که از همه کشورها در ان هستند می توانی همه ملیتها و اداب و رسوم انهارا درلباس پوشیدن ،حرف زدن ،غدا خوردن ،بهداشت ،فرهنگ و دهها مورد دیگر یک جا ببینی اگر چندین زبان بدانی  می توانی با انها هم سخن شوی و چیزهای زیادی را بفهمی .

خود حرم بر خلاف خیابانهای اطراف تمیز است از بهترین مصالح در ساخت استفاده شده ،سایبانهائی در صحن مسجد با بکار گرفتن تکنولوژیهای غربی و به روز دنیا تعبیه شده که با نیروی برق بر سر زائران سایه می گستراند .

گلدسته هائی  اطراف حرم   هلال کامل ماه بر بالای ان  قرار دارد ؛ این به معنای ان است که دین خدا در مدینه کامل شد ،هلال های منارهای مسجد الحرام در مکه نیمه کامل است ؛ معماری حرم و اطراف آن  هم زیبا و خوش ترکیب اما مناره ای در ضلع شرق گنبد خضرا قرار گرفته که چشم انداز گنبد را پوشانده  و گنبد بطور کامل نمایان نیست مخصوصا هنگام عکس گرفتن این مسئله را متوجه می شویم. 

سرویس بهداشتی حرم  تر و تمیز ،اب خواریهای کاملا بهداشتی ،نظافتچیها ئی که از کشورهای جنوب شرقی اسیا و پاکستان هستند مرتب در حال تمیز کردن هستند .

اما نمازها : در پنج نوبت با پنج اذان با انبوه مسلمان البته بصورت واحد با یک امام جماعت برگزار می شود .برخلاف حرم امام رضا  (ع)که در هر صحنی با امام جماعت خاص خودش برگزار می شود.

محراب امام جماعت در ضلع  محل دفن  رسول اکرم قرار گرفته و اطراف تا بیرون حرم هم صفوف نماز کشیده می شود خانمها در ضلع  شمالی حرم در صحنها  پشت اقایان نماز را به جای می اورند .

پلس و ماموران امر به معروف  بر برگزار نماز نظارت کامل دارند .همه مغازها برای نماز تعطیل می شود البته اجباری است و بلافاصله با اتمام نماز مغازها باز می شود .  

ادامه دارد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 18:3  توسط سعید مختاریان  | 

 خبرنگاری برای احقاق حقوق مردم ارامش وجدان را به همراه دارد ؛ وجدانی که بعد از  آرامش یافتن همواره بیدار می ماند . سعی کنیم همیشه  وجدانمان  ارام و  بیدار باشد  .

طبق قولی که داده بودم سلسه یاداشتهائی را از سفر حج 90 از این طریق می نویسم چرا که بسیاری از مطالب از طریق گزارشهای خبری و یا موضوعی تلویزیون به دلایل مختلف قابل طرح و انتشار نیست ؛دراین بین می توان به کمی وقت ،بدسلیقگی من خبرنگار در تهیه گزارش ،تعریفهای گاهآ کج و نادرست از مفهوم مصلحت جامعه ،دخالت عوامل ناشناخته و بعضآ مغرض درتعیین اولویتهای پخش ،زرنگی و بعضآچاپلوسی برخی همکاران  یا به قولی زیر آب زنی اشاره کرد   .

اما وبلاگ راهی برای انتشار نظرات  و تجربه های شخصی  است جدای از ماموریت سازمانی؛

 همراه با گروه 40 نفری صدا و سیما که در بین انها مجریان بیشتر شناخته شده اقایان واحدی مستقیم آبادی و توکلی مجری برنامه های صبحگاهی حضور دارند؛عازم ماموریت  می شوم و من قرار است به عنوان خبر نگار واحد مرکزی خبر، خبرهای  حج 90 ،رویداد بزرگ جهان اسلام را پوشش دهم .

بعد از خداحافظی های مرسوم در گیت  فرودگاه مهر اباد ؛ برادران همواره پاسدار تمام زیر و بممان را گشتند حتی انجاهائی را که خودمان رویمان نمی شود نگاه کنیم ؛آخربه گفته این برادران آبروریزی در اینجا بهتر از فرودگاههای عربستان است .

خلاصه از ما که  همواره چیزی بارمان نیست چیزی گیرشان نیامد اما بعد خبر رسید از حجاج عزیر مقادیر زیادی از انواع مواد مخدر بدست امد که قرار بود ان را قبل از طواف عاشقانه مشرف (مصرف ) کنند اما  به گفته مسئولان  طواف و زیارت هرگز  نصیبشان نشد هرچند سالها در نوبت بودند  .

ساعت 50 دقیقه بیستم مهر ماه ،بر فراز اسمان ،میهمان بوئینگ 747 شرکت هواپیمائی ایران ایر شدیم .

با اب مبوه و کیکی پذیرائی شدیم ، از مونیتورهای روبرویمان ،فیلم نامفهوم و بی صدا را نیم نگاهی کردیم و با توصیه های  جدی میهمانداران نه چندان خوش اخلاق ، ساعت 30/3 خود را در فرودگاه جده دیدم .

نخستین نگاه عاقل اندر سفیه  برادران سعودیمان  دیدن کارتهای واکسن بود که همه مسافران باید  بعد از زدن واکسن مننژیت ان را تهیه کرده باشند و گرنه در فرودگاه این واکسن با پرداخت پول زده  می شد ؛ تنها گیر بهداشتی دولت عربستان هم تا اخر مناسک حج همین بود

بعد از آن یک ساعتی را  در صف های ورودی فرودگاه جده  برای چک کردن پاسپورتها ؛انگشت نگاری و عکس انداختن گذراندیم این نوع خوش امد گوئی نصیب  همه زائران ایرانی چه زن و مرد شد ؛ ما هم مثل مسئولان ایرانی که فقط در داخل کشور برای مردم خودمان شاخ و شانه می کشند چیزی نگفتیم و تن دادیم تا نگویند چه ادمهای بی فرهنگی ؟ البته خیلی سعی کردم که از توهین عربها فیلم بگیریم اما تا دلت بخواهد پلیس و دوربین مدار بسته اطرافمان بود که ریسک نکردم ؛شاید اگر اخر سفر بود اینکار را می کردم .

گذشتیم اما تازه رسیدیم به جائیکه باید منتظر اتوبوس برای رفتن به مدینه می شدیم اوج ناهماهنگی مسئولان حج و زیارت ،بعثه و سعودیهای چه بگویم ، عرب ...

خلاصه 6 ساعتی در فرودگاه جده منتظر ماندیم  مشکلی که تا پایان انتقال همه زائران ایرانی به عربستان ادامه داشت و مسئولان ما ناتوان از حل ان،

 اینجا داستان قیف قیر بود یکبار ایرانیها بودند عربها نبودند ،وقتی عربها بودند کارگران پاکستانی و بنگلادشی مسئول جابجائی بار نبودند ،وقتی این سه بودند هنگام نماز بود که باید کار تعطیل می شد؛ بعد از انهم ناهار بعد از ان که  این مشکلات رفع می شد اتوبوس نبود .

خلاصه قیف و قیر و مسئولان  همه گرد امدند تا ما راهی مدینه شدیم ....

ادامه دارد 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 17:13  توسط سعید مختاریان  | 

ایام حج تمتع است و امروز به اتفاق کاروانها از مکه به سمت عرفات حرکت می کنیم ؛اغاز یک سفر پر رمز و راز حج بر خلاف همه عبادات تحرک و پویائی دارد نمی شود فقط نیت کرد و در هر حال خدا را عبادت باید برویم تا به عرفات برسیم و بمانیم تا وقوف کرده باشیم از شب تا صبح در مزدلفه بتوته کنیم  وبا رخ نمائی خورشید به سمت منا برویم سرزمین سه بت تثلیت شوم از اولی و دومی بگذری و بزرگتر را بزنیم قربانی و حلق و تقصیر ؛می شویم حاجی ، بازگشت به مکه دو نیت ،دو هفت دور طواف و دو نماز ،دومی طواف و نماز طواف نساء است سعی و صفا و مروه و.. 

به منا برگردیم دو باره  هر سه شیطان را هفت سنگ بزیم جمعا ۴۲ سنگ قصد دارم سفرنامه مدینه و مکه را بنویسم منتظر باشید سفری عجب و قریب در این سرزمین عجیب و قریب

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 10:1  توسط سعید مختاریان  | 

سال ۸۲ در مزار شریف پی گیر گزارش نحوه  شهادت دیپلماتهای ایرانی و شهید صارمی در محل کنسولگری ایران بودم  در راهروها  ُاتاقها و بویژه زیرزمین این خانه که متعلق به یک پزشک افغان بود صحنه های ورود طالبان به کنسولگری ُاسارت و تیرباران دیپلماتها و خبرنگار شهید صارمی را مرور کردم در این سالها چه خبرنگاران عزیزی از بین ما رفتند اما رسالت خبرنگاری همچنان بر دوش انان که مانده اند سنگینی میکند  رسالت اگاهی بخشی... این روز یاداور خاطراتی است  از سقوط هواپیمای خبرنگاران ُ روزهای کار در عراقُ افغانستانُ لبنان ُگرجستان و هائیتی ...وسالهائی که در واحد مرکزی خبر مشغول بوده ام

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 17:8  توسط سعید مختاریان  |